مواد خام

مواد خام
نویسنده: مهدی سرباز
ناشر: نشر زاغه
ویراستار: غفور سیاوش
سال نشر: به‌زودی

«مواد خام» داستان پسری است که یک روز از میانه، از یک ظهر سوزان احساس می‌کند که به زنده بودن خود پی برده است. قطعاً آنطور که در خواندن کتاب در می‌یابیم، او پیشتر از این ظهر نیز زنده بوده است و زندگی می‌کرده است. با این‌همه، آنچه پیشتر بوده است، به شکل‌ قطعه‌ قطعه به یادش می‌آید. احساس‌ها، خاطره‌ها، مهارت‌ها و بسیار چیزهایی که در زندگی و در طول آن شکل می‌گیرند. در همین به یادآوردن‌ها متوجه خواهیم شد که آنچه به یاد می‌آید، همیشه با نوعی بازشدن، وارفتن، حالت خمیری یا پلاستیکی همراه است که زیر اثر حرارت قرار گرفته است. پسری که داستان آن را می‌خوانیم، همه‌ی آنچه را به یاد می‌آورد، از نقطه نظری که آن را می‌توان لحظه‌ی اکنون او خواند، مورد بیان یا به قول خودش «درج کردن» قرار می‌دهد و این با آنچه او آغاز پی بردن به زندگی‌اش- ظهر سوزان- می‌داند، نسبت محکمی دارد.
با این وجود، نمی‌توان درج کردن یا نوشتن او را از چیزهایی که به یاد می‌آورد، طوری بررسی کرد که گویی فردی با پردازش خاطرات خود، زندگی را به مثابه‌ی موادی خام، از نو شکل می‌دهد؛ اما می‌توان نوشتن یا درج کردن را عملی تلقی کرد که او با انجامش، یک زندگی را از خاطره‌ها، احساس‌ها، مهارت‌ها، نسبت‌ها و هویت‌ها باز می‌کند.
«مواد خام» در این اثر که نخستین اثر داستانی مهدی سرباز است، همان خاطرات، احساس‌ها، مهارت‌ها، نسبت‌ها و هویت‌هایی نیست که با پردازشی دوباره در دستگاهی جدید، بازیافت می‌شوند؛ برعکس، همه‌ی این چیزها در یک وارفتگی مدام به پیش می‌‌روند؛ چنانکه در نهایت هیچ چیزی از چیزهایی که تصور می‌شد شکلی یافته‌ است، آنگونه نمی‌ماند که بود.
با خواندن این اثر، عباراتی را می‌توان یافت که ارتباط اثر با جامعه را از طریق نوعی روایت مفهومی بر پا می‌دارد. با این که از اتفاقاتی نیز نمی‌توان چشم برداشت که مستقیما به شرایط سیاسی و اجتماعی اشاره دارند؛ اما اهمیت روایت‌های مفهومی بیش از آن‌هاست زیرا اگر این روایت‌ها پی گرفته نمی‌شدند، آن اتفاقات بیش از یک بازنمایی نبودند.
در عباراتی چون، «حافظه‌ی ارادی» و «حافظه‌ی غیر ارادی» است که دو بخش‌ بزرگ زندگی شخصیت مواد خام، آن بخش‌های پیش از ظهر سوزان و پس از آن، نسبتی با فراموشی و به یاد آوردن می‌یابند. چه بارهایی که می‌بینیم، فراموشی چه نعمت بزرگی است و چه توان رهایی‌بخشی دارد؛ و چه بارهایی که امر به یاد آوردن است که آدمی را به عذاب می‌کشد. و این‌ها هرکدام با روایت‌هایی همراه هستند که به شکلی مینیمالیستی پی در پی می‌آیند و وجه دیگری از همه‌ی وجوهی را که پیشتر داشتند ظاهر و بعد محو می‌کنند.

در آخر،
خواندن این اثر توسط شما حتی اگر به نتایج متفاوتی منجر شود؛ این بیان کلی را رد نمی‌کند که این اثر با حالتی خمیری یا پلاستیکی همراه است؛ در نوعی بازشدن و وارفتن، حالتی که چیزی موقع قرار گرفتن تحت حرارت، آن را به خود می‌گیرد.